به تازگی دوست دارم قلم به دست بگیرم و فقط بنویسم....آنقدر از نوشتن شوق دارم که همه ی روز را در ذهنم تایپ میکنم.

کاش سیاه قلمی بود و ورق کاهی.....اون وقت حداقل بعد گذری از این حرف...میشد اون کاغذ و اون نوشته ها رو لمس کرد و به زردی کاغذش افتخار.

اونوقت اون کاغذ رنگ و رورفته میشد سند گذشته ی تو......

گاهی دلم میخواد دفتری کاهی بخرم همه اش برگ های زرد پاییز باشد.

بروم با ذغال های چهارشنبه سوری خط خطی های دلم را نقش زنم.

نقش های به ظاهر بی مفهوم. ........گاهی کلمه ها هم برایت غریبه هستند.