روز سی ونهم
سلام.خوبی نازنینم؟ حالت چطوره؟
وااای امروز از زندگیم لذت بردم. کلاس ۸ صبح رو نرفتم خسته و کوفته بودم واقعا گرفتم خوابیدم. بعدش فهمیدم که تشکیل نشده.اخ جان خیلی چسبید. مخصوصا امتحانشو یکشنبه هم داشتیم احتمالش بود که امروز مهم نباشه.
خداحافظی همیشه سخته. من آدمی هستم که خیلی به لحظه آخر فکر نمی کنم. واسه همین سخت نیست.ولی امان از روزی که یه نفر بخواد اینو کش بده. آخ دیوانه می کنه آدمو. مثلا یه بار مادرم داشت میرفت مسافرت یکم که طول داد خداحافظی رو ..منم بعدش که مادرم رفت زدم زیر گریه و هق هق آخ اون روز مردم. از دست این بشر با خداحافظیشون
حالا هم همین شده حالم ؛ یه دوستی هست که دیگه فاصله دوستیش زیاد شده باهام. هی من دارم فراموشش میکنم و خداحافظی میکنم. هی بعد یه مدت که گذاشتمش کنار میاد و دوباره احوالمو می پرسه . یعنی به این شکنجه گر حرفه ای می گن.
حالا تصمیم خودمو گرفتم الان که دوست به ظاهر محترممون گفت دوباره حالو احوال میگیره مبادا من فک کنم خداحافظی چیزی رخ داده....در نتیجه من بار دیگه بهش میگم دوست گرامی. مهربان ....ما رو به خیر تو رو به سلامت(یا شما رو به خیر ما رو به سلامت؟؟ کدوم یکی درست بود؟ الان یادم نمیاد آخه!!فکر کنم دومی درست باشه!) اینم از روزگار ما ....آدمای خوب همیشه به هم برخورد نمی کنند بلکه اصلا نمیشه صفت خوبی را مطلق دانست. خوبی نسبی هست . توی برخورد آدم ها با هم یکی بالاخره بهتر و بامعرفت تر و خوب تر هست به نسبت دیگری. اینجاست که کفه های خوبی وزن پیدا می کننند. اینجاست که دل بعضی ها میشکنه و عمق ناراحتی مشخص میشه.
عزیزم الهی همیشه شاد و خوب باشی . هیچ گاه کفه های خوبیت را وزن نکن.سعی کن که به جای سنگین تر کردن کفه ی خوبیت کمی خوبی به دیگران ببخشایی.شاید کسی تنهاست و معنای را نداند.
شبت زیبا و رویایی عزیز جانم.
ادامه نوشته
وااای امروز از زندگیم لذت بردم. کلاس ۸ صبح رو نرفتم خسته و کوفته بودم واقعا گرفتم خوابیدم. بعدش فهمیدم که تشکیل نشده.اخ جان خیلی چسبید. مخصوصا امتحانشو یکشنبه هم داشتیم احتمالش بود که امروز مهم نباشه.
خداحافظی همیشه سخته. من آدمی هستم که خیلی به لحظه آخر فکر نمی کنم. واسه همین سخت نیست.ولی امان از روزی که یه نفر بخواد اینو کش بده. آخ دیوانه می کنه آدمو. مثلا یه بار مادرم داشت میرفت مسافرت یکم که طول داد خداحافظی رو ..منم بعدش که مادرم رفت زدم زیر گریه و هق هق آخ اون روز مردم. از دست این بشر با خداحافظیشون
حالا هم همین شده حالم ؛ یه دوستی هست که دیگه فاصله دوستیش زیاد شده باهام. هی من دارم فراموشش میکنم و خداحافظی میکنم. هی بعد یه مدت که گذاشتمش کنار میاد و دوباره احوالمو می پرسه . یعنی به این شکنجه گر حرفه ای می گن.
حالا تصمیم خودمو گرفتم الان که دوست به ظاهر محترممون گفت دوباره حالو احوال میگیره مبادا من فک کنم خداحافظی چیزی رخ داده....در نتیجه من بار دیگه بهش میگم دوست گرامی. مهربان ....ما رو به خیر تو رو به سلامت(یا شما رو به خیر ما رو به سلامت؟؟ کدوم یکی درست بود؟ الان یادم نمیاد آخه!!فکر کنم دومی درست باشه!) اینم از روزگار ما ....آدمای خوب همیشه به هم برخورد نمی کنند بلکه اصلا نمیشه صفت خوبی را مطلق دانست. خوبی نسبی هست . توی برخورد آدم ها با هم یکی بالاخره بهتر و بامعرفت تر و خوب تر هست به نسبت دیگری. اینجاست که کفه های خوبی وزن پیدا می کننند. اینجاست که دل بعضی ها میشکنه و عمق ناراحتی مشخص میشه.
عزیزم الهی همیشه شاد و خوب باشی . هیچ گاه کفه های خوبیت را وزن نکن.سعی کن که به جای سنگین تر کردن کفه ی خوبیت کمی خوبی به دیگران ببخشایی.شاید کسی تنهاست و معنای را نداند.
شبت زیبا و رویایی عزیز جانم.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۲۸ ب.ظ توسط بانو
|
