سلام. وااااای امروز نصف عمر مفیدم رو توی راه بودم. در حال رفت و در حال برگشت. خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه. عجب.تازه بری بعدش کلاست هم اونی نباشه که انتظار داشتی. قضیه از این قراره رفتم کلاسای نانو. خیلی خوبه خعلی....یه بار دیگه چقدر خوبه؟ خعلی....خلاصه رفتم در مجموع سه جلسه هست . امروز جلسه دومش بوده منم ۲ ساعت رفت ۲ ساعت برگشت و ۵ ساعت کلاس بودم. اما امروز یکم دلم رو زد. امروز کمی فیزیکی بود و استادش خیلی خشک درس میداد و انگار کل ۸ سال تحصیلیش را میخواست به خورد ما بده. اونم جویده جویده بگذریم
نمیدونم چرا دلم میخواد نابغه شم و یه کشف و یه مقاله بدم عااااالی ولی یه جای دلم میگه نه....کشک به همین خیال باش. کاش کمی اعتماد به نفسم زیاد بود اونوقت من میدونستم و حس بد و ناامیدی.
برام دعا کنید دوستان. توی اسن شبای عزیز برام دعا کنید. قرناز عزیزم تو هم میدونم که من گذشتت هستم ولی برای فرناز آیندت دعا کن خانمی. برای عزیزانتون دعا کنید بچه ها . برای همه دعا کنید. باور کنید شیرینی دعا مثل عبادت لذت بخش هست. من به این مصداق رسیدم.

یه
نکته جالب:
یه مدت یه نفر باهام تماس میگرفت بنده خدا ! اسمم رو هم درست گفته بود منم هرچی فکر میکردم نمیدونستم این بنده خدا کی هست! میگفت همکلاسیم هست. من که روحم خبر نداشت!!!
خلاصه دیشب طی مکاشفاتی فهمیدم اشتباه گرفته. خودش که دیشب فهمید و بعدش پیامک زد که آره "تو (یعنی من!) یه دوست داری ِ معماری آزاد که شماره ی تو رو(من رو میگه ها) اشتباهی به جای یه نفر دیگه( که هم اسم من بوده ) میخواستم بهم داده." بنده خدا!!دیگه بالاخره موفق باشید و شب خوش و شمارتون پاک میشه گفت و تموم.
منو بگو جوگیر شده بودم داستان رو گانگستری کرده بودم. شکر خدا به خیر گذشت. تا باشه از این مزاحم ها باشه. ما که سالی ماهی یه نفر ازمون خبر میگیره. والا گوشیم هفته ای بگذره تا چی یه پیامک خوبی چطوری به خودش ببینه. همش این همکلاسیا هستن که از آدم سوال میپرسن فلان درس فلان کلاس....
نمیدونم کسی تونسته تا اینجای نوشته رو مقاومت کنه و بخونه یا نه ولی بهش میگم خسته نباشی خدا قوت . خیلی خوشحالم کردی حالا زحمتی نیست نظر هم بزار. آفرین