روز صد و بیست و هشتم
حالا خوبه هنوز آزمایشگاه ها شروع نشدن. اونا که شروع بشه دیگه از خستگی روحم هم تجزیه میشه میره آسمونا
الانم به شدت کلافم. میخوام درس بخونم که خسته ام.
میخوام بعدا بخونم که دوباره دانشگاه و کلاس و دوباره خستگی.
یعنی کی من میتونم این کتابای مظلومو بخونم؟ (دقت شود من شوق به علم دارم ولی زمانش نیست)
الان داشتم نوشته قبلمو میخوندم خندم گرفت! دوباره اشتباه نوشتم.عوض اینکه بنویسم گل ، ضمه دار بخونیدش نوشتم فتحه داره نه کسره یعنی میگین من کور هستم آیا؟ یا بی دقتم آیا؟ من روزی میرسه حالم خوب بشه و دقتم دقیییق آیا؟
الان در حال افقی شدنم.
دیگه جان در بدن ندارم تا خواب من برآید یا خواب رسد به جانان یا جان ز تن برآید
خوبه مولانا نرفته ثبت پتنت شعری کنه (اصلا پتنت (patent)شعر داریم آیا؟)وگرنه شکایت ادبی می کرد.
آها راستی یادم اومد....
ولادت زیبا و قشنگ حضرت حسن عسگری رو بهتون تبریک می گم. ![]()
دیگه عید هست و شادی و سرور (soroor , na sarvar!!l)خوب است و خیر است ایشالا








میگم مامان الان یه صندلی واسه من توی حوزه خالی مونده!







ا
ا
ا





یه عالمه نوشتم پاک شد این بالایی ها رو قبلا کپی کردم توی Word یههو زدم همه چی پاک شد دوباره نوشتم بقیه شو زدم ارور داد نوشت اطلاعات فرم ناقص است.
ای وااااای بلاگفاااااا خیلی 
آدم خوشحالی هستم. میدونم. آخه دیگه راهی نمونده تا عید!!! چشم به هم بزنید به نظر من می رسید.






چرا کد امنیتی واسم نشون نمیده؟ آره بلاگفا؟ بچرخ تا بچرخیم...بلاگفای ناموزون!






