آیا تا به حال به صورت زجر آوری استراحت کرده اید؟...آیا دوست دارید با تمام درد و رنج و مشقت به لذت استراحت پس از امتحان دست یابید؟

این ها را فقط از فرناز بخواهید که استاده توی تجزیه ی  باقیمونده ی انرژی دانشجوی بیچاره جنگ زده  از امتحانات !

من امروز به معنای واقعی کلمه چند تا جونم از دست رفت. اگر بازی  امروز رو saveنکنم میتونم فردا با جون های قبلیم به زندگی خوبم ادامه بدم.

بگذریم از تمامی بلا ها و بدبختی های یک دانشجو در طول دوره امتحانات. از دیشب که اراده کردم بیدار بمونم تونستم تا 2 کشش ذهنی مغر رو در خودم نمودار کنم! بعدش همچون جنازه ای به خواب عمیق رفتم تا 6 و نیم صبح. مثلا گفته بودم سه بیدار میشم ادامه درس رو بخونم.سپرده بودم بیدارم کنند. بیدارم کرده بودن و من در عالم خواب و رویا گفتم بیدارم.(الان هیچی یادم نمیاد از اون لحظه!).به عبارتی پیشرفته شدم و توی خوابم کلک میزنم.

امروز مثل یه محکوم به اعدام بغض کرده و مبهوت به جوخه ی اعدام کتابو ورق میزدم از وقت باقیمونده نهایت استفاده رو میکردم!!!

رفتیم امتحان و عجب امتتحانی بود بهتره بگم جلسه مشاوره دانشجویی بود تا امتحان!

شکر خدا متوسط بود. بعد اون با دوستان رفتیم خرید...زده بودن منو که با تن و جسمی خسته و نحیف که چند وقته عین انسان نخوابیده رفتم وسط یه هیاهو و آلودگی شهر!!

الانم تازه برگشتم و با سردرد کهنه و خستگی تن، دارم فقط به فلسفه ی هستی انسان بر کره ی زمین فکر میکنم. احتمالا تا فردا شب میرمstand by بازی رو هم save کردم تمام آدم بدا رو هم کشتم و .....باقی هذیون ها