سلام چو گرمای آفتابی در زمستان که حسرت برف رو به دلت گذاشته!!! خوبی؟ امیدوارم که کم کاری ها و کاستی هایم باعث ناراحتی و پشیمانی تو نشه عزیزم.

این روزا امتحانات دارند نفسای آخرشونو می کشن . منم دلم براشون تنگ میشه.

آخه خیلی روزای جذابی هستن و مقاومت و توانایی های آدمو محک میزنن و به رخمون میکشن.

ایشالا ترم بعد بشه و با روسپیدی این امتحانات رو بگذرونیم.

این دوستان بنده قهر میکنند و من بعدش  با پس لرزه هاش از این دلگرفتگی آگاه میشم. دیشب یکیشون گفت و امروز تونستم از زیر زبون اون یکی بکشم که چه خبره.

سر یه شوخی ساده و کودکانه.......من واقعا نمیتونم کاری کنم. چون اصلا جلوی هم به روی خودشون نمیارن. منم فقط میتونم خداخدا کنم تا دوستم از تصمیمش که میخواد جدا بشه، منصرف بشه.

امروز نشستم بهر درس خواندن

مگر میرود مطلب به مغز ناتوانم؟

وقتی که رسدروز دوم حال من باشد گریان

......وقتی واسه ادامه ی شعر سرودنش ندارم ...

.اینو هم همین الان گفتم خیلی مضحک هست ولی روایت حالم هست

روز و ایام شاد و خاطره ساز.