سلام به فرناز عزیزم. وه که این قافله ی عمر عجب می گذرد!! خودم هم از بس از این گذر زمان تعجب کردم ، حوصلم سر رفت. انگار تنها جایی را که ساخته اند برای کشش بیشتر روز و مفهوم تعلیق زمان! کلاس های بسیار بسیار مفید و گهربار ما دانشجویان سر تا پا به دنبال کسب علم هست!!! حال این وسط هم تبصره ای به دانش آموزان نونهال هم میزنیم که طیف ، گسترده بشه.

حالا بماند که دیگر مردم خووووب نه ایران زمین که کل جهان در محل کارشون ساعت به دست اند یا چشم به ساعت!!

می گم عجیب آخر هفته ها در پاکسازی ذهن من نقش فعالــي بازی می کنند.همین بس و مفید که من اسم و تاریخ و محل برگزاری کلاس ها رو به خاطر سپردم و خودش انرژی و جای زیادی در نورون های مغزی ایفا میکنه!!

امروز هوا ابری بود و من در خواب زمستانی به سر بردم. خیلی روز مفیدی بووود!!!! الانم که بیدار شدم باید برف زمستانی از تن برهانم و به سان یه پلنگ بشینم گزارش کار آز سیستم بنویسم ترجمه ی مقاله کنم و یکم هم از درس های هفته ای که گذشـــت رو بخونم. 

دوستم یه کوچولو داره وسوسه میکنه بریم اردوی جنوب....نمیدونم !!! آزمایشگاه یه واحدی  و تربیت بدنی یه واحدی حاضر میشن دو هفته غیبتم و شاید سه هفته غیبتم رو زیر سیبیلی قبول کنه یا نه!!

آخه میدونین میخوام بعدشم یه برنامه دیگه رو برم تا عید !!!

این یعنی از 16 ام کلاس پیچوندن تا عید!!! برای کسی مثل من که در ترم شاید یک الی دو تا غیبت دارم در کل ترم و کل درسام!!!

واااااو دارم وسوسه میشم!!!! وااااااو یعنی بــرم؟

گاهی گمان می کنی و نمی شود

گاهی نمی شود که نمیشود

گاه با تمام توان مردم شهر

آن چه نمی خواهی می شود که می شود.