وقتی آدم دلش خیلی خوب نباشه ...هر چی فکر کنه ببینه چه عنوانی بهتره بزاره به نتیجه ای میرسه که عدد بهترین و سردترین عنوان است.

سلام.....صبحمون دل انگیز

نمیدونم چرا ما ادما اینجوریم...دست و پا داریم ، درست . چشم  و گوش و دهن و اینا ، درست.

این قلب و دلی هم که داریم درست....فقط من نمیدونم این مغز ما آدما کی تحلیل میکنه و پردازش که بزار امروز حال صاحبمونو خراب کنیم و پیام میده به دل معنوی! ، که امروز  یکم خودتو بگیر. دل میگه چرا؟ مغز میگه فوضولی موقوف الان میگم بگو چشم!!!

آخرش نفهمیدیدم چی شد...به نظر من که دل رییس هست و به مغز این فرمانو میده . نمیدونم!

من به شدت در تلاش و سعی این هستم که خوابم رو درست کنم و این شب بیداری ها تموم بشه. مگه میشه؟ نمیشه. حداقل تا آخر ماه رمضون.همین هم زده کل کاسه کوزه درس خوندن منو شکسته الان یه ماهه من بگین قد دوساعت درس خوندم؟ نه نخوندم!! :|

چند وقت پیش اشکدونم رو کلا خالی کردم الان هم اشکم نمیاد، خیلی زجر آور هست . آدمی که دلش گرفته دوست داره با گریه آروم بشه ولی اینجوری من دارم عصبانی میشم کم کم!!!

آخه حرف دل رو که نمیشه با کلمه بیان کرد...کلمه جا نمیشه تو حرفای آدم.

من به این معتقدم که آدم باید نگاه کنه به چشم طرف مقابل تا بفهمه چی شده، چیزی که این روزا منسوخ شده و وجود خارجی نداره !!!

به نظرم ما آدمای امروزی زیاد لوس شدیم اینا همش از بیکاریه...قدیما کار میکردن و خسته شب میرفتن با خیال راحت سر بر بالین می گذاشتن.اما امروز چون ماها خیلی تنبلیم و یا شاید هم اصلا کاری نیست مخصوص ما!! باعث میشه از وقتی چشم باز می کنیم از خواب، هعی دلمون بگیره ، هعی بهونه بگیریم.، هعی بیخودی تجزیه تحلیل فکری حسی ، منطقه ای ، جغرافیایی کنیم.

میدونم قدیمی ها گرچه از عمق هم باخبر نبودن ولی خیلی به هم نزدیک بودن....خیلی