یعنی صدا به صدا نمی رسه ...شتر با بارش گم می شه.

ذهن خودم را میگویم.....واااای این روزا بس که دور و بر خودم رو شلوغ کردم نمیدونم چکار کنم؟!!!

این روزا فکرم اینجا هم هست ولی اصلا بگین یه ساعت.... اگه وقت خالی هم برام برسه میزارم برای جبران کم خوابی هام.....بگذریم از نت گردی!

این روزا شاید هفته ای دو سه بار بشه بیام نت گردی!!! اصن زورم میاد بیام ایمیل هامو چک کنم چه برسه که بخوام چیزی بنویسم!!!

میدونم  بادی وظیفه ی خطیر درس خوندن را هم انجام بدم ولی هر چی تلاش میکنم نمیشه. دیگه از امروز فردا تصمیم قاطع گرفتم. ایشالا بشه.

راستی الانم سرماخوردگیم خوب خوب شد....این دفعه یه شربت گرفتم واسه سرفه ام که خواب آوره...دیگه هیچی...منم خوووش خوااااب مثل یه پنگوئن میرم به خواب زمستونی ( البته اگه خواب زمستونی داشته باشه که بعید میدونم!!!)