آخ که این صبحای زود چقدر می چسبه!!!

 آی می چسبه..آی میچسبه......دیگه ول نمیکنه. هیچی امروز که صبح واسه نماز بیدار شدم چون دیشب دیر خوابیده بودم خیلی دلم خواب میخواست.

 اما بعد نماز دیگه پرید و منم عزمم جزم کردم بیدار بمونم ببینیم فرجی میشه سهمیه ی برکت سحرخیزی به ما هم برسه.

هیچی دیگه جاتون خالی  تنهایی نشستم صبحانه خوردم و پریدم توی حیاط و از یه طرف با طلوع آفتاب عکس دو نفری می انداختم و از طرفی کتابمو باز کردم شروع کردم به درس خوندن.

به به...یعنی این چند روزه به طور مستمر دارم میخونم هر چند زمان زیادی نزاشتم ولی خیلی انرژی گرفتم اگه خدا بخواد ، شما هم دعا کنید که بتونم همین جور پرانرژی برم جلو و ایشالا  ارشد قبول بشم .و  قدمی  کوچک در پیشرفت علم و دانش بشری  بردارم