به به.....بسی رنج بردم در این فرجه ها ...عجم زنده کردم جزوه ها

اینم طبع لطیف شاعرانه ی من در وصف یک هفته ی زمخت و کوتاه و زودگذر!!

یعنی من الان نزدیک ۵ روز هست که میخوام  درس بخونم ولی نمیتونم!!! عالیه از شب یلدا بگیرید تا اربعین و کلاس های باقیمونده که هنوز استادش منقرض نشده!!! (یعنی اگه این استاد میفهمید چی گفتم پشت سرش...ایکی ثانیه منو منهدم می کرد.)

خب حالا امروز یعد عمری نشستم پای جزوه ها و کتاب بلکه بتونم چیزی بخونم و قبل شب امتحان به جزوه نگاهی انداخته باشم!!

این بود اون فکر آرمانی من که درسامو در طول ترم بخونم. فکر کنم منظورم همین فرجه ها بوده ..خودم نمی دونستم

دیگه ملالی نیست جز خوبی و خوشبختی....والا...الان اگه احساس خوشبختی نکنم میخوام ۶۰ سالگی بشینم احسا خوشبختی کنم؟

 

نفسی گیر از این هوای صبح گاهی.....

مهربانی را لبریز کن......

وباور کن احساس را......

بی شک خوشبختی در قلب توست.